ترجمه "cycling" به فارسی

دوچرخهسواری, چرخهداربودن, دوچرخه سواری بهترین ترجمه های "cycling" به فارسی هستند.

cycling adjective noun verb دستور زبان

Present participle of cycle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوچرخهسواری

    riding a bicycle

    They consider the cycling culture a good way to improve society by saving fuel and reducing pollution.

    آنها فرهنگ دوچرخهسواری را راهی خوب برای پیشرفت جامعه از طریق صرفهجویی سوخت و کاهش آلودگی هوا میدانند.

  • چرخهداربودن

  • دوچرخه سواری

    You've put on 7lbs since you married and the cycling isn't doing it.

    از وقتی ازدواج کردی سه کیلو اضافه وزن پیدا کردی و دوچرخه سواری کمکی نمی کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • چرخ سواری
    • چرخه زيستزمينشيميايي
    • چرخه غذايي در بومسازگانها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cycling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cycling" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cycling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه