ترجمه "cylinder" به فارسی
استوانه, لوله, استوانك بهترین ترجمه های "cylinder" به فارسی هستند.
cylinder
noun
دستور زبان
(geometry) A surface created by projecting a closed two-dimensional curve along an axis intersecting the plane of the curve. [..]
-
استوانه
noungeometry: surface [..]
The servants cut our bread into cones, cylinders, parallelograms, and several other mathematical figures.
خدمتگاران نان ما را به شکل مخروط و استوانه و متوازیالاضلاع و سایر اشکال هندسی میبریدند.
-
لوله
noun -
استوانك
-
ترجمه های کمتر
- برج
- استونه
- رولر
- وردنه
- غلتک
- نورد
- لول
- (تلمبه ی دوچرخه و غیره) بدنه
- (رولور) گردونه (که گلوله ها را در آن جا می دهند و هنگام آتش می چرخد)
- (ریسندگی) تانبور بزرگ
- (مکانیک) سیلندر
- (هندسه) استوانه
- (چاپ) استوانه ی گردان
- (گاز) کپسول
- سیلندر (موتور)
- هرچیز استوانه سان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cylinder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cylinder"
عباراتی شبیه به "cylinder" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) استوانه ی آوندی (stele هم می گویند)
-
استوانه مدرج
-
(ارتش) سیلندر هوا · ضربه گیر توپ · ضربه گیر جنگ افزار
-
سیلندرها
-
استوانه مدرج
-
مهر استوانهای
-
(مکانیک - موتورهای درون سوز) سر سیلندر · سرسیلندر
-
لوله چشمی دوربین و تلسکوب و میکروسکوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن