ترجمه "cystic" به فارسی
پیشابدانی, وابسته به کیست یا کیسه, وابسته به کیسه ی صفرا و مثانه بهترین ترجمه های "cystic" به فارسی هستند.
cystic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to a cyst. [..]
-
پیشابدانی
-
وابسته به کیست یا کیسه
-
وابسته به کیسه ی صفرا و مثانه
-
ترجمه های کمتر
- کیست دار
- کیست مانند
- کیسه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cystic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cystic" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) لیف آماس کیسه ای (آماس لیف های لوزالمعده که موجب بدکار کردن این عضو و عفونت دستگاه تنفسی می گردد) · فیبروز سیستیک · فیبروزکیسه ای
-
(پزشکی) لیف آماس کیسه ای (آماس لیف های لوزالمعده که موجب بدکار کردن این عضو و عفونت دستگاه تنفسی می گردد) · فیبروز سیستیک · فیبروزکیسه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن