ترجمه "da" به فارسی
دختر, (حقوق) بازپرس بخش, دکتر در هنر (.D.A هم می نویسند) بهترین ترجمه های "da" به فارسی هستند.
da
noun
interjection
Article
دستور زبان
(Irish, Northern England) father [..]
-
دختر
noun -
(حقوق) بازپرس بخش
-
دکتر در هنر (.D.A هم می نویسند)
-
ترجمه های کمتر
- روز (ها)
- فرهنگ اصطلاحات امریکایی
- مخفف : (انجیل) دانیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " da " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Da
proper
abbreviation
A great serpent in the mythology of Dahomey [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Da" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Da در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
DA
noun
proper
دستور زبان
Initialism of [i]district attorney[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"DA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "da" با ترجمه به فارسی
-
تریستان دکونا · جزایر تریستان دکونا (در جنوب اقیانوس اطلس - متعلق به انگلیس)
-
رجوع شود به da Vinci, Leonardo
-
(عامیانه) · (ندا حاکی از تمسخر یا تقلید از آدم تهی و متظاهر) آره جونی ! (la-de-da هم می نویسند) · (کسی که با لفظ قلم یا خیلی مصنوعی و با ژست حرف می زند) مغلق گو · طرز حرف زدن پر ژست و افاده · نازو غمزه در حرف زدن · پزو · پزی
-
تریستان دکونا
-
سرمایه
-
(ساز زهی قدیمی شبیه ویولا) ویولا دابراچیو
-
(دستور نواختن موسیقی) از آغاز تکرار کنید! · دوباره بزنید!
-
رمز داوینچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن