ترجمه "daemon" به فارسی

روح, دیمن, قریحه بهترین ترجمه های "daemon" به فارسی هستند.

daemon noun دستور زبان

A demon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روح

    noun

    king ragnar is desperate to have a daemon of his own

    شاه راجز تصميم گرفته كه يك روح براي خودش داشته باشه

  • دیمن

    computer program that runs as a background process

    The Greeks famously called these divine attendant spirits of creativity "daemons."

    معروف است که یونانی ها این نفخه های الهی را «دیمن» می نامیدند.

  • قریحه

  • ترجمه های کمتر

    • دیو
    • روان
    • شیطان
    • (اسطوره ی یونان) دیمون (موجوداتی که مانند فرشته ها در مذاهب امروزی مقامی بین خدایان و انسان ها داشتند)
    • دیو (بیشترdemon می نویسند)
    • روح پلید
    • فرشته ی محافظ هر شخص
    • نیروی الهام بخش
    • نیمه خدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daemon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "daemon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه