ترجمه "dais" به فارسی
سکو, منبر, مسند بهترین ترجمه های "dais" به فارسی هستند.
A raised platform in a room for dignified occupancy. [..]
-
سکو
nounand the victory of Rio Seco after a day of desperate fighting put a seal to his success.
و پیروزی ریو سکو پس از یک روز نبرد بی امان به مثابه مهری بود که بر برگه موفقیت او زده شد.
-
منبر
noun -
مسند
The very next day, Hazael suffocates the king under a wet “netted cloth” and assumes the kingship.
روز بعد، حَزائیل با لحافی که آن را در آب خیس کرده بود بَنْهَدَد را خفه کرد و خود بر مسند پادشاهی نشست.
-
ترجمه های کمتر
- منقار
- تخت گاه
- جایگاه زعمای قوم
- جایگاه سخنران
- جعبه صابون
- سکویی که تخت پادشاه را بر آن می گذاشتند
- شاه نشین
- صندلی صدر مجلس
- کرسی خطابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dais " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Dais" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dais در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dais" با ترجمه به فارسی
-
مهد کودک
-
(امریکا) روز یادبود کشته شدگان جنگی (آخرین دوشنبه در ماه مه)
-
(امریکا و کانادا) روز کارگر (نخستین دوشنبه ی سپتامبر)
-
عمله · فعله · کارگر روز مزد · کارگر غیرفنی
-
روز روزه · روزی که در آن روزه داری می کنند
-
(امریکا) روز پدر (سومین یکشنبه در ماه ژوئن)