ترجمه "dam" به فارسی
سد, بند, بستن بهترین ترجمه های "dam" به فارسی هستند.
Structure placed across a flowing body of water to stop the flow. [..]
-
سد
nounstructure placed across a flowing body of water [..]
They say that a large dam will be built.
آنها می گویند که سد بزرگی ساخته خواهد شد.
-
بند
verb nounAhab will dam off your blood, as a miller shuts his watergate upon the stream!
همانطور که آسیابان دروازه آب را به روی نهر میبندد اهب هم خون تو را بند میآورد!
-
بستن
verbThey dam that river on the 21st.
اونا تا بیست و یکم اون اون رودخونه رو بستن ؟
-
ترجمه های کمتر
- بازدار
- بنداب
- جلوبست
- جلوگیر
- خاکریز
- مام
- (دندان سازی) ورقه ی لاستیکی که برای خشک نگهداشتن دندان به کار می رود
- (قدیمی) مادر
- (مجازی) بندآوردن
- (مجرا را) گرفتن
- (معمولا با: up یا back) سد ساختن
- (هرچیز سد مانند) مانع
- (چهارپایان) مادر
- آب سد
- جلوگیری کردن
- دریاچه ی پشت سد
- راه بند
- سد ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A dialect of the Bagirmi language.
"Dam" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dam در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dam"
عباراتی شبیه به "dam" با ترجمه به فارسی
-
سد هوور (روی رود کلرادو - امریکا)
-
وانگای فان دام
-
آببندها · اثرات مادري · سدها · مادرها · مادري · والدين ماده · ويژگي مادري
-
سدهای خاکی
-
نام پیشین : Hoover Dam
-
فحش · لعنت · لعنتی
-
سد نارک
-
سد مأرب