ترجمه "damaged" به فارسی
معیوب, مناسبت بهترین ترجمه های "damaged" به فارسی هستند.
damaged
adjective
verb
Simple past tense and past participle of damage. [..]
-
معیوب
adjectiveShe did this because she knew the " damaged " were worth saving.
این کارو انجام داد چون می دونست معیوب ها ارزش نجات یافتنو دارن
-
مناسبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " damaged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "damaged" با ترجمه به فارسی
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
خسارت سرشاخهخواری
-
اسیب اور · خسارت اور · زیان اور و مضر
-
خسارت فيزيكي · خسارت مکانیکی · لهشدگي فراوردهها
-
تلفات جانبی
-
(حقوق) جریمه ی تادیبی · خسارت · غرامت عبرتی
-
خسارت · خسارت- خراب
-
خسارت باد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن