ترجمه "dame" به فارسی

بانو, خانم, دختر بهترین ترجمه های "dame" به فارسی هستند.

dame noun دستور زبان

(UK) the equivalent title to Sir for a female knight [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانو

    noun

    like this dame i knew once, only it wasnt real, it was a dream

    مثل اين بانو. من يكبار دريافتم فقط اون واقعي نبود. يك رويا بود

  • خانم

    noun

    Now, we know the Dietrichson dame is in it, and a somebody else.

    حالا مي دونيم که خانم ديترسون توش دست داره و يه نفر ديگه.

  • دختر

    noun

    Her mother, that proud dame, came to beg of him: My poor child is dying.

    مادرش، آن خانم پرتکبر، نزد او میآمد و تمنا میکرد: دختر بیچارهام رو به مرگ است

  • ترجمه های کمتر

    • کدبانو
    • جوجه
    • عروسک
    • دیم
    • دخترک
    • بچه
    • (امریکا - عامیانه) زن
    • (انگلیس - حرف بزرگ) عنوان خانمی که به او نشان knighthood اعطا شده است
    • (انگلیس) عنوان قانونی همسر بارونت یانایت (knight)
    • (در اصل - حرف بزرگ) کدبانو
    • (زن مسن و با تجربه) عاقله زن
    • بانوی کاخ
    • بی بی
    • دختر دهقان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dame " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dame noun دستور زبان

The titular prefix given to a female knight

+ اضافه کردن

"Dame" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dame در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dame" با ترجمه به فارسی

  • (بیشتر در مورد زنان مسن تر) بانو · زن پر شهرت و با نفوذ · علیامخدره
  • دانشگاه نوتردام
  • (گیاه شناسی) بنفشه ی بهاره (Hesperis matronalis از خانواده ی dame's rocket( )crucifer هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "dame" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه