ترجمه "damn" به فارسی
لعنتی, لعنت, کوفتی بهترین ترجمه های "damn" به فارسی هستند.
damn
adjective
verb
noun
interjection
adverb
دستور زبان
(theology) To condemn to hell. [..]
-
لعنتی
nounnon-vulgar expression of contempt etc.
-
لعنت
noun -
کوفتی
-
ترجمه های کمتر
- فحش
- اه
- بدوبیراه
- بشوریدن
- بشور
- (الهیات) جهنمی کردن
- (حرف ندابه نشان آزردگی یا خشم و غیره) جهنمی
- (در اصل) محکوم کردن
- (عامیانه) رجوع شود به damned
- (موجب شکست و خرابی شدن) خراب کردن
- (مورد انتقاد شدید قرار دادن) طعن و لعن کردن
- (ناپسند - برای تاکید به کار می رود)
- (ناپسند) این واژه را به کار بردن : !damn یا !damn it
- به باد انتقاد گرفتن
- به سرنوشت شوم دچار کردن
- به عذاب دوزخ محکوم کردن
- به لعنت خدا دچار کردن
- بی برگ
- دشنام (شدید) دادن
- سر در گم
- ضایع کردن
- طعن و لعن
- عاق کردن
- فحش دادن
- لعن کردن
- لعنت کردن
- مرده شور برده
- گناه کار شناختن
- گه 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " damn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "damn" با ترجمه به فارسی
-
لعن شده
-
خرده ریز · فحش · لعنت · لعنتی · چیز بی ارزش
-
اهمیت دادن
-
فحش
-
(عامیانه) درخور دشنام · بسیار بد (امروز بیشتر برای تاکید به کار می رود)(کاربرد این واژه به طور کلی ناپسند است) · بی برگ · جهنمی · درخور لعنت · درخور محکومیت · دوزخی · رجیم · سر در گم · لعنتی · ملعون · گناهکار
-
(عامیانه) درخور دشنام · بسیار بد (امروز بیشتر برای تاکید به کار می رود)(کاربرد این واژه به طور کلی ناپسند است) · بی برگ · جهنمی · درخور لعنت · درخور محکومیت · دوزخی · رجیم · سر در گم · لعنتی · ملعون · گناهکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن