ترجمه "dance" به فارسی
رقص, رقصیدن, دانس بهترین ترجمه های "dance" به فارسی هستند.
A sequence of rhythmic steps or movements usually performed to music, for pleasure or as a form of social interaction. [..]
-
رقص
nounmovements to music [..]
Tom has never seen Mary dance.
تام هیچگاه رقص مری را ندیده است.
-
رقصیدن
verbmove rhythmically to music [..]
Miss Bennett liked dancing and poetry better than anything in the world.
میس بنت رقصیدن و شعر را بیش از هر چیز دوست داشت.
-
دانس
movements to music [..]
-
ترجمه های کمتر
- رقص کردن
- رقاصی کردن
- پایکوبی
- والس
- وشتن
- باله
- raqs
- رامشگری
- فغند
- وشت
- (انواع رقص) تانگو
- (با نشاط و سبکبالی) حرکت کردن
- (مثل چوب پنبه در آب موج دار) بالا و پایین رفتن
- به رقص درآوردن یا درآمدن
- جست و خیز کردن
- حرکت (تند و شاد)
- سوینگ (و غیره)
- مهمانی رقص
- موسیقی رقص
- هنر رقص
- پای بازی
- پای کوبی
- پایکوبی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 3.
"Dance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dance"
عباراتی شبیه به "dance" با ترجمه به فارسی
-
رقص دارای گام ها یا حرکات چرخشی (مثل والتز) · رقص دور دایره
-
(انگلیس) رقص روستایی (که در آن معمولا در دو خط مقابل یکدیگر ایستاده و پایکوبی می کنند)
-
رقص پستمدرن
-
موسیقی رقص
-
رقص جاز
-
رقص درمانی
-
(به ویژه در نمایش) رقص و آواز · (عامیانه) حرف · توضیح زاید · توضیح واضحات · توضیح گریز آمیز
-
رقص شهوانی