ترجمه "dankness" به فارسی
نمساری, نمناکی بهترین ترجمه های "dankness" به فارسی هستند.
dankness
noun
دستور زبان
The state or quality of being dank. [..]
-
نمساری
-
نمناکی
I made him enter a narrow gully of the spur, a dank twilight place overgrown with weeds.
بدین منوال حامد را مجبور کردم در شکاف تنگ و نمناکی که پر از درخت بود وارد شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dankness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dankness" با ترجمه به فارسی
-
(به گونه ی ناخوشایند) نمناک · تر و سرد · مرطوب (بیشتر در مورد جاهای زیرزمینی به کار می رود) · نمور · نمیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن