ترجمه "dappled" به فارسی

خال خالی, لکه لکه بهترین ترجمه های "dappled" به فارسی هستند.

dappled adjective verb دستور زبان

Having a mottled or spotted skin or coat, dapple. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خال خالی

    adjective

    The color of the horse was a dappled gray

    اسب خاکستری خال خالی بود

  • لکه لکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dappled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dappled"

عباراتی شبیه به "dappled" با ترجمه به فارسی

  • ابرش خاکستری · اسب ابلق خاکستری
  • (به ویژه اسب) ابرش · ابرشی · ابلغی · ابلق · ابلق کردن یا شدن · خال · خال خال کردن یا شدن · خال خالی · خال داری · خال مخال بودن · خالدار (dappled هم می گویند) · رگه · سایه روشن دار کردن یا شدن · لکه لکه · لکه لکه کردن یا شدن · لکه کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "dappled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه