ترجمه "dare" به فارسی

شهامت, جرات کردن, چالش بهترین ترجمه های "dare" به فارسی هستند.

dare verb noun دستور زبان

(intransitive) To have enough courage (to do something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهامت

    noun

    I dare say it'll take some getting used to.

    با شهامت ميگم که اين بعضي از عادت رو خواهد گرفت

  • جرات کردن

    verb

    How dare you open a spaceman's helmet on an uncharted planet!

    چطور جرات کردي که کلاه يه فضانورد رو توي يه سياره ناشناخته باز کني!

  • چالش

    noun

    He's sending you letters like he's daring us to nail him.

    اون نامه ها رو به تو میفرسته چون میخواد ما رو برای گرفتنش به چالش بکشه

  • ترجمه های کمتر

    • به خود اجازه دادن
    • به مبارزه (و غیره)طلبی
    • به چالش طلبیدن
    • روی (انجام عملی را) داشتن
    • شهامت داشتن
    • هل من مبارز گفتن
    • هل من مبارز گویی
    • ویرجینیا دیر (اولین انگلیسی متولد در امریکا)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dare
+ اضافه کردن

"Dare" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dare در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DARE proper

abbreviation of Dictionary of American Regional English [..]

+ اضافه کردن

"DARE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DARE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dare" با ترجمه به فارسی

  • گمان بردن، حدس زدن، فکر کردن، خیال کردن، فرض کردن، استنباط کردن
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
  • با تهور · بی ادب · بی باکی · بی پروا · بی پروایی · بیباک · بیباکانه · تهور · جرات · جسارت · دلير · دلیر · دلیرانه · دلیری · شجاع · شجاعانه · شجاعت · شهامت · متهور · متهورانه · مخاطره آمیز · نترس · وقیح · پر جرات · پر مخاطره · پردلی · گستاخ
اضافه کردن

ترجمه های "dare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه