ترجمه "dark" به فارسی
تاریک, تیره, پوشیده بهترین ترجمه های "dark" به فارسی هستند.
dark
adjective
noun
دستور زبان
Having an absolute or (more often) relative lack of light. [..]
-
تاریک
adjectivehaving an absolute or relative lack of light
We have to find Tom before it gets dark.
باید قبل از اینکه هوا تاریک شود، تام را پیدا کنیم.
-
تیره
adjectivehaving an absolute or relative lack of light
I hate a florid complexion and dark eyes in a man.
من از صورت گلگلون و چشم و ابروی تیره خوشم میآید.
-
پوشیده
adjectiveHidden, secret
He plunged down a stopped escalator and into a long dark tunnel lined with tile.
او از پله برقی بی حرکتی به تونلی که ازکاشی پوشیده بود، سرازیرشد.
-
ترجمه های کمتر
- پنهان
- نهان
- تاریکی
- تار
- تم
- سياه
- شب
- مبهم
- تاريك
- تیرگی
- گندمگون
- مخفی
- تاری
- کدر
- ناشناخته
- عبوس
- افسرده
- دلگیر
- تیره گون
- خبیث
- گنگ
- پسین
- شریر
- سری
- بدخلق
- غافل
- تارون
- تارونی
- تارین
- خشین
- دیجور
- رازین
- شبانگه
- شبدیز
- ناآموخته
- نفامی
- پشام
- پشامی
- کوردل
- شبرنگ
- ناآشکار
- دژم
- نابکار
- نفهم
- جاهل
- اخمو
- مکتوم
- بغرنج
- نادان
- دلخور
- خشمگین
- (بیشتر در مورد تئاتر و سینما و غیره) بسته
- (رنگ) سیر
- (زبان شناسی - حروف با صدا) صدای تیره
- (صدا) ژرف و حزن انگیز 4
- (معمولا با: the) تاریکی
- (مهجور) تیره کردن یا شدن
- (پوست) سبزه
- (چشم و گیسو) سیاه
- اندوه آور
- اهریمنی 2
- تاریک دل 3
- تاریک کردن یا شدن
- تسلی ناپذیر
- تیره رنگ
- تیره پوست
- دلتنگ کننده
- دلتنگی آور 0
- سیه چرده
- شب هنگام
- عبوس 1
- غم افزا
- قهوه ای
- ملالت انگیز
- واکه ی پسین 5
- پریشان کننده
- کج خلق
- گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dark
-
تاریک
adjective
تصاویر با "dark"
عباراتی شبیه به "dark" با ترجمه به فارسی
-
گوشت دی.اف.دی
-
متمایل به سبز
-
ماده تاریک داغ
-
سازونشین چشم تیره
-
انرژی تاریک
-
آشنا شدن چشم به تاریکی · تطابق با تاریکی
-
افریقا · قاره ی سیاه
-
لبه تاریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن