ترجمه "dates" به فارسی

خرماها, خرما بهترین ترجمه های "dates" به فارسی هستند.

dates verb noun

Plural form of date. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرماها

    bring the boiled water of tendrils of pumpkin, and cook dates in paper

    آب پیچکها و کدو تنبلهای آب پز شده را بیاورید و خرماها را در کاغذ بپزید

  • خرما

    noun

    When mixed with dates and loosened with butter, it was good food.

    این گرد اگر با خرما مخلوط میشد و با کره درآمیخته میشد غذای خوبی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dates " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dates" با ترجمه به فارسی

  • تاریخ گذاری دو گانه
  • برات موعد دار
  • (با فردی از جنس مخالف) بیرون رفتن · (برای چیزی) تاریخ تعیین کردن · (جمع) تاریخ زاد و مرگ (تولد و وفات) · (معمولا با: from) از زمان بخصوصی آغاز شدن · (پسر یا دختر) طرف ملاقات · از مد افتاده کردن · تاریخ · تاریخ (که روی چیزی ذکر می شود) · تاریخ گذاشتن (روی نامه و غیره) · خرما · خرمارطب · خُرما.رُطب · درخت خرما · دوست پسر (یا دختر) · رانده وو · رطب · زمان · زمان وقوع · سالخورده به نظر آمدن · طرف · قدیمی بودن · قرار · نخل خرما (رجوع شود به date palm) · وعده · وعده ی ملاقات (به ویژه با فردی از جنس مخالف) · وعده ی ملاقات گذاشتن · کهنه به نظر آمدن · گاه
  • تاریخ عطف حسابداری
  • تاریخ پایان واقعی
اضافه کردن

ترجمه های "dates" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه