ترجمه "daylight" به فارسی
روز, روز روشن, نور خورشید بهترین ترجمه های "daylight" به فارسی هستند.
daylight
verb
noun
دستور زبان
(countable, machinery) The space between platens on a press or similar machinery. [..]
-
روز
nounAs she talked, the last bright daylight changed to a bluish shade.
در حین صحبت کردن فرانی، نور درخشان روز به رنگ آبی تبدیل شد.
-
روز روشن
nouncombination of all direct and indirect sunlight outdoors during the daytime
That's just like us, it's as clear as daylight.
بله، ما این چنینیم و همه چیز چون روز روشن است!
-
نور خورشید
-
ترجمه های کمتر
- سحر
- روزتاب
- فجر
- پگاه
- (مجازی) پایان (کار یا دردسر)
- برآمدن خورشید
- روشنایی روز
- روشنی روز
- سپیده دم
- طلوع خورشید
- مدت روز
- نور آفتاب
- هنگام روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daylight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Daylight
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Daylight" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Daylight در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "daylight" با ترجمه به فارسی
-
برداشت از نور روز
-
روز روشن
-
تغییر ساعت تابستانی
-
سیستم غیرفعال روشنایی روز
-
(بیشتر با حروف بزرگ) افزودن یک ساعت بر ساعات روز (معمولا در تابستان) · تغییر ساعت تابستانی · ساعت تابستانی
-
تغییر ساعت تابستانی
-
روشنایی فعال
-
تا بامداد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن