ترجمه "days" به فارسی
rwzha, روز, روزان بهترین ترجمه های "days" به فارسی هستند.
days
adverb
noun
دستور زبان
Plural form of day. [..]
-
rwzha
noun -
روز
nounTom, who had been working all day, wanted to have a rest.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
روزان
-
ترجمه های کمتر
- روزها
- هر روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " days " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "days" با ترجمه به فارسی
-
مهد کودک
-
(امریکا) روز یادبود کشته شدگان جنگی (آخرین دوشنبه در ماه مه)
-
(امریکا و کانادا) روز کارگر (نخستین دوشنبه ی سپتامبر)
-
عمله · فعله · کارگر روز مزد · کارگر غیرفنی
-
روز روزه · روزی که در آن روزه داری می کنند
-
(امریکا) روز پدر (سومین یکشنبه در ماه ژوئن)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن