ترجمه "dead set" به فارسی

(قرارگیری سگ شکاری در جهت شکار به طور ثابت) استوار جایی, حمله ی بی امان, خم شده بهترین ترجمه های "dead set" به فارسی هستند.

dead set adjective noun دستور زبان

(hunting) The rigid pose a hunting dog assumes when pointing out game to a hunter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (قرارگیری سگ شکاری در جهت شکار به طور ثابت) استوار جایی

  • حمله ی بی امان

  • خم شده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کوشش استوار
    • کوشش مصممانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dead set " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dead set"

اضافه کردن

ترجمه های "dead set" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه