ترجمه "dealer" به فارسی
دلال, معاملهگر, فروشنده بهترین ترجمه های "dealer" به فارسی هستند.
dealer
noun
دستور زبان
One who deals things, especially automobiles; a middleman. [..]
-
دلال
one who deals in things, e.g. automobiles
I won't let Homer sell you to that ivory dealer.
من نميذارم هومر تو رو به اون دلال عاج بفروشه.
-
معاملهگر
one who deals in things, e.g. automobiles
-
فروشنده
nounThe first guy is meeting a cell phone dealer.
مرد اول يه فروشنده گوشي همراه رو ملاقات کرد.
-
ترجمه های کمتر
- سوداگر
- کنشکار
- بازرگان
- (خودمانی) فروشنده ی مواد مخدر
- (ورق بازی) دهنده ی ورق
- (کسی که چیزی را خرید و فروش می کند) عامل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dealer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dealer
-
دلال
I don't need you to train Death Dealers.
من نیازی ندارم که دلال های مرگ رو آموزش بدی.
-
معامله گر- واسطه
عباراتی شبیه به "dealer" با ترجمه به فارسی
-
دلال دارو · فروشنده مواد مخدر
-
دلال اجناس دست دوم
-
کلاهبردار
-
خرده فروش
-
بنکدار
-
خائن · خیانتکار
-
دلال بدهی
-
تاجر برده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن