ترجمه "dean" به فارسی
رئیس, بزرگ, مهین بهترین ترجمه های "dean" به فارسی هستند.
a senior official in a college or university, who may be in charge of a division or faculty (for example, the dean of science) or have some other advisory or disciplinary function (for example, the dean of students) [..]
-
رئیس
nouncleric holding certain positions of authority within a religious hierarchy
and of the dean, M. Delvincourt: What a monument!
و درباره رئیس مدرسه، مسی و دل ونکورمی گفت: چه بنای یادبودی!
-
بزرگ
adjectiveDean Thomas, who like Harry, had grown up with Muggles
دین توماس که مثل هری در کنار مشنگها بزرگ شده بود
-
مهین
-
ترجمه های کمتر
- پیشکسوت
- سالار
- مرشد
- (دانشکده) رییس
- (کلیسای کاتولیک) کشیش سرپرست چند کلیسای کوچک روستایی
- بزرگتر
- رییس دانشکده
- سرپرست نمازخانه ی دانشگاه
- سرکشیش (در کلیساهای بزرگ که چند کشیش دارند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dean " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A title afforded to a dean. [..]
"Dean" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dean در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dean" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - آموزش) فهرست دانشجویان برجسته (که نام آنان هر چند یک بار توسط رئیس دانشکده اعلام می شود)
-
جیمز دین
-
ویلیام دین هاولز (شاعر امریکایی)