ترجمه "death" به فارسی
مرگ, موت, وفات بهترین ترجمه های "death" به فارسی هستند.
The cessation of life and all associated processes; the end of an organism's existence as an entity independent from its environment and its return to an inert, nonliving state. [..]
-
مرگ
nouncessation of life [..]
The death of one man is a tragedy, the death of millions is a statistic.
مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است.
-
موت
nouncessation of life [..]
16 Paul triumphantly declared that death would be swallowed up forever.
۱۶ پولس پیروزمندانه اعلام کرد که موت تا به ابد به کام نیستی بلعیده خواهد شد.
-
وفات
nouncessation of life [..]
It seemed incredible, but as the first anniversary of her husband' s death approached
باورکردنی به نظر میرسید، ولی همانطور که سالگرد وفات شوهرش نزدیک میشد
-
ترجمه های کمتر
- قتل
- مرگی
- فوت
- اعدام
- عزرائیل
- نابودی
- خونریزی
- فنا
- اجل
- تباهی
- تخریب
- انهدام
- مرگسان
- ویرانی
- خرابی
- (حرف بزرگ) تجسم مرگ به صورت اسکلتی سیاه پوش که داس در دست دارد
- (مهجور) هر بیماری همه کش
- از میان رفتن
- تلف شدن زندگی
- مرگ آفرین
- مرگ مانند
- مرگ و میر
- موجب مرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " death " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The personification of death. [..]
"Death" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Death در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "death"
عباراتی شبیه به "death" با ترجمه به فارسی
-
اتاق اعدام (اتاقی که در آن محکومان را اعدام می کنند) · اتاق مرده (اتاقی که در آن کسی مرده است)
-
جان کندن · خرخر مرگ (صدایی که گاهی از گلوی شخص در حال نزع برمی خیزد)
-
مشتاق مرگ، مرگ طلب
-
مرگ مغزی