ترجمه "deathbed" به فارسی
بستر مرگ, نزع, نزعی بهترین ترجمه های "deathbed" به فارسی هستند.
deathbed
noun
دستور زبان
The bed on which someone dies [..]
-
بستر مرگ
nounThe next day Bessie was sent for home to the deathbed of her little sister.
روز بعد بسی به خانهاش رفت تا با خواهر کوچک خود که در بستر مرگ بود وداع کند.
-
نزع
-
نزعی
-
ترجمه های کمتر
- اواخر عمر
- بالین مرده
- لحظات (یا روزهای) آخر زندگی
- وابسته به دم مرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deathbed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "deathbed"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن