ترجمه "debacle" به فارسی

افتضاح, آبروریزی, آذرنگ بهترین ترجمه های "debacle" به فارسی هستند.

debacle noun دستور زبان

Alternative form of debacle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افتضاح

    noun

    scientists have resigned over this shuttle debacle

    پنجاه نفر از دانشمندان در پي اين سقوط افتضاح آميز شاتل از كار بركنار شدند

  • آبروریزی

  • آذرنگ

  • ترجمه های کمتر

    • انهزام
    • تنداب
    • هزیمت
    • دمار
    • ناکامی
    • خونریزی
    • رسوایی
    • (در رودیخزده و غیره) یخ شکنی (در هم - شکسته شدن و روان شدن یخ در اثر گرما و غیره)
    • (روان شدن آب و یخ وچیزهای شناور دیگر با سرعت سیل آسا) آبتاز
    • افتالش (افتالیدن)
    • بطری شراب
    • شکست خورد کننده
    • شکست مفتضحانه
    • یخ کافت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debacle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "debacle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه