ترجمه "debtor" به فارسی

بدهکار, مدیون, (شخص یا موسسه یا ملت) مدیون بهترین ترجمه های "debtor" به فارسی هستند.

debtor noun دستور زبان

(economics) A person or firm that owes money; one in debt; one who owes a debt [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدهکار

    noun

    The debtor might have had an extensive olive grove or been a merchant who sold oil.

    این بدهکار احتمالاً یا باغ بزرگ زیتون داشت یا تاجر روغن زیتون بود.

  • مدیون

    noun

    yet standing debtor to this blockhead for a bone to stand on!

    و با این وصف بابت استخوانی که باید بر آن بایستم مدیون این کله خرم!

  • (شخص یا موسسه یا ملت) مدیون

  • ترجمه های کمتر

    • ستون بدهکار
    • وام دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debtor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debtor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "debtor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه