ترجمه "debugging" به فارسی

اشکالزدایی, اشکال زدایی بهترین ترجمه های "debugging" به فارسی هستند.

debugging noun verb دستور زبان

Present participle of debug. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکالزدایی

    reducing the number of bugs in a computer program

    Enable full decoder debugging

    فعال‌سازی اشکال‌زدایی کامل کدگشا

  • اشکال زدایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " debugging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "debugging" با ترجمه به فارسی

  • (برنامه ی کامپیوتر و غیره - یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن · (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن · اشکال زدایی · تصحیح خطا · حشره زدایی کردن · خطا یابی – اشکال زدایی
  • (برنامه ی کامپیوتر و غیره - یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن · (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن · اشکال زدایی · تصحیح خطا · حشره زدایی کردن · خطا یابی – اشکال زدایی
  • (برنامه ی کامپیوتر و غیره - یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن · (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن · اشکال زدایی · تصحیح خطا · حشره زدایی کردن · خطا یابی – اشکال زدایی
  • (برنامه ی کامپیوتر و غیره - یافتن و از بین بردن عیوب و خطاها و اجزای خراب) عیب زدایی کردن · (یافتن و از بین بردن وسایل پنهانی استراق سمع) شنودگر زدایی کردن · اشکال زدایی · تصحیح خطا · حشره زدایی کردن · خطا یابی – اشکال زدایی
اضافه کردن

ترجمه های "debugging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه