ترجمه "decimate" به فارسی

تلفات, (در اصل) طبق قرعه از هر ده نفر یکی را کشتن, (مهجور) یک دهم چیزی را برداشتن بهترین ترجمه های "decimate" به فارسی هستند.

decimate verb noun دستور زبان

(Roman history) To kill one man chosen by lot out of every ten in a legion or other military group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلفات

    I'm sure our numbers would have been pretty severely decimated, but they were sure that theirs would be, too.

    من مطمئنم که ما تلفات زیادی میدادیم، اما اونها می دونستن که خودشو نم تلفاتی می دن.

  • (در اصل) طبق قرعه از هر ده نفر یکی را کشتن

  • (مهجور) یک دهم چیزی را برداشتن

  • ترجمه های کمتر

    • تلفات سنگین وارد کردن
    • خاموش کردن
    • خنثی نمودن
    • عشر کردن
    • لت و پار کردن
    • نابود کردن
    • کشت و کشتار کردن
    • یکدهی کردن
    • یکدهی کشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decimate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decimate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "decimate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه