ترجمه "decoction" به فارسی
جوشانده, جوشاندن, فروجوش بهترین ترجمه های "decoction" به فارسی هستند.
decoction
noun
دستور زبان
an extraction or essence of something, obtained by boiling it down [..]
-
جوشانده
requires a strong decoction of Seneca and the Stoics to enable you to grin and bear it.
محتاج جوشانده یلی قوی، کار مکتب رواقیون و سنگ تا کمک کند آدم بتواند آن را تحمل کند.
-
جوشاندن
verb -
فروجوش
-
ترجمه های کمتر
- فروجوشانده
- فروجوشش
- جوشش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decoction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decoction" با ترجمه به فارسی
-
(از طریق جوشاندن عصاره یا طعم اصلی چیزی را گرفتن) جوشاندن · فرو جوش کردن · پختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن