ترجمه "decoration" به فارسی
مدال, زینت, آرایش بهترین ترجمه های "decoration" به فارسی هستند.
decoration
noun
دستور زبان
The act of adorning, embellishing, or honoring; ornamentation. [..]
-
مدال
nounA government badge of honour which is awarded for extraordinary achievements to a person or a group.
Sean is a decorated soldier, and he's innocent.
شان " يه سرباز مدال داره و بيگناهه "
-
زینت
nounThe banners and posters with which the square was decorated were all wrong!
پلاکاردها و پوسترهایی که زینت میدان بودند، نادرست از آب درآمدند!
-
آرایش
nounthe decoration and pattern seems to be baekjae's
آرایش و نمونه ظاهرا مربوط به بیکجایی هست
-
ترجمه های کمتر
- نشان
- آذین
- زیور
- طراحی صحنه
- تزیین
- دکوراسیون
- صورت
- آرایشگری
- زیبگری
- چراغانی
- پیرایش
- پیرایه
- - آرایی
- آذین بندی
- آذین پردازی
- آرایه گری
- روبان یا نوار افتخار
- وسیله ی تزیین
- کف دست انسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decoration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "decoration"
عباراتی شبیه به "decoration" با ترجمه به فارسی
-
گياهان تزييني · گیاهان زینتی
-
(رشته ی تحصیلی و شغلی) تزیینات داخلی · در آذینگری · درون آذینی · دکور · دکوراسیون داخلی
-
آذینگر(الگوی طراحی)
-
(تئاتر و غیره) صحنه آذینی · آذین · آذین بندی · آذین پردازی · آرایش · آرایه · تزیین (تزیینات) · دکور · صحنه آرایی
-
اراسته · زینت کرده · نشاندار
-
- آرا · آذین گر درونی · آذینگر · آرایه گر · درون زیبگر · دکوراتور · زیبگر · ویژه گر تزیینات داخلی (درون زیبگری)
-
سرشاخههای بریدنی · شاخ و برگ زينتي
-
تزیین کیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن