ترجمه "deed" به فارسی
کردار, کار, اعمال بهترین ترجمه های "deed" به فارسی هستند.
deed
verb
noun
دستور زبان
An action or act; something that is done. [..]
-
کردار
nounaction
Third, live your life to be a good example of what you believe—in word and deed.
سوّم، چنان زندگی کنید که ایمانتان سر مشق خوبی باشد—در گفتار و کردار.
-
کار
nounaction
Sometime, unawares, you may do a good deed in reality.
هر گاه بر حسب تصادف فرصتی پیش آید تو میتوانی کار نیکی انجام دهی.
-
اعمال
paction
The protest of right against the deed persists forever.
اعتراض حقوق ملی بر ضد اعمال جبران تا ابد پایدار میماند.
-
ترجمه های کمتر
- عمل
- سند
- فعل
- کنش
- فعال
- قباله
- بیاوار
- چکنامه
- (حقوق) سند مالکیت
- قباله (ملک)
- کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deed" با ترجمه به فارسی
-
)کلم( هلابق
-
سند قولنامه
-
سند فروش
-
سند اعطا
-
سند مالکیت · قباله ی ملک
-
تعهد نامه
-
سند وثیقه
-
(حقوق) قباله ی ملک که دارای تضمین فروشنده ی ملک است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن