ترجمه "defeated" به فارسی

مغلوب ترجمه "defeated" به فارسی است.

defeated adjective verb noun دستور زبان

Simple past tense and past participle of defeat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغلوب

    adjective

    I throw the flower away, go out with the butcher, and gloriously defeat him.

    با او به کناری میروم و با کمال موفقیت او را مغلوب میسازم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defeated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "defeated" با ترجمه به فارسی

  • شکست خوردن
  • اعتراف به شكست · اعتراف به شکست · شکست گرایی · شکستپذیری · یاس و بدبینی
  • (مهجور) رشته ها را پنبه کردن · باخت · برباد دادن · خنثی کردن · درهم شکستن · شکست · شکست دادن · عقیم کردن · فایق آمدن · لیس · مغلوب ساختن · مغلوب کردن · نا امیدی · نابود کردن · ناکام کردن · نقش برآب کردن · هزیمت · پیروز شدن
  • پیشگویی خودسازنده
  • خود برانداز · خود براندازانه · خود کوب · خودشکن · خودشکنانه
  • (مهجور) رشته ها را پنبه کردن · باخت · برباد دادن · خنثی کردن · درهم شکستن · شکست · شکست دادن · عقیم کردن · فایق آمدن · لیس · مغلوب ساختن · مغلوب کردن · نا امیدی · نابود کردن · ناکام کردن · نقش برآب کردن · هزیمت · پیروز شدن
  • (مهجور) رشته ها را پنبه کردن · باخت · برباد دادن · خنثی کردن · درهم شکستن · شکست · شکست دادن · عقیم کردن · فایق آمدن · لیس · مغلوب ساختن · مغلوب کردن · نا امیدی · نابود کردن · ناکام کردن · نقش برآب کردن · هزیمت · پیروز شدن
  • اعتراف به شكست · اعتراف به شکست · شکست گرایی · شکستپذیری · یاس و بدبینی
اضافه کردن

ترجمه های "defeated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه