ترجمه "deflorate" به فارسی
گردریخته, بکارت ازدست داده, تصرف شده بهترین ترجمه های "deflorate" به فارسی هستند.
deflorate
adjective
دستور زبان
(botany) Past the flowering state. [..]
-
گردریخته
-
بکارت ازدست داده
-
تصرف شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deflorate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deflorate" با ترجمه به فارسی
-
ازاله ی بکارت · دخترگی برداری
-
ازاله ی بکارت · دخترگی برداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن