ترجمه "deictic" به فارسی

اشاری, (زبانشناسی) اسم اشاره, (نادر) نشانگر بهترین ترجمه های "deictic" به فارسی هستند.

deictic adjective noun دستور زبان

(grammar) Of or pertaining to deixis; to a word whose meaning is dependent on context [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاری

  • (زبانشناسی) اسم اشاره

  • (نادر) نشانگر

  • ترجمه های کمتر

    • اثبات کننده
    • اشاره کننده
    • نماگر (واژه های this و there و you نماگرند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deictic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "deictic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه