ترجمه "dejection" به فارسی
افسردگی, دلمردگی, غم بهترین ترجمه های "dejection" به فارسی هستند.
dejection
noun
دستور زبان
a state of melancholy or depression; low spirits, the blues [..]
-
افسردگی
nounMartin's tone and face alike showed his dejection.
لحن گفتار و حالت چهرهی مارتین حکایت از افسردگی درو نیش داشتند
-
دلمردگی
noun -
غم
nounBut he was not merely drowsy from drink; he felt suddenly dejected, or, as he said, bored.
زیرا نهتنها شراب در او اثر بخشیده بود بلکه چون ناگهان احساس یکنوع غم و کسالتی کرد
-
ترجمه های کمتر
- اندوه
- حزن
- افسردگ
- سرگین
- ریدن
- سرافکندگی
- مدفوع
- براز
- غمگینی
- گه
- (پزشکی) اجابت مزاج
- (پزشکی) مدفوع
- ماتم زدگی
- که که
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dejection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dejection" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) رجوع شود به dejected · افسرده کردن · اندوهگین کردن · ترسانیدن · سرافکنده و دلسرد کردن · محزون کردن · مغموم کردن
-
افسرده · اندوهگین · دژم · سرافکنده و دلسرد · مایوس · محزون · نومید · نژند · پريشان
-
افسرده · اندوهگین · دژم · سرافکنده و دلسرد · مایوس · محزون · نومید · نژند · پريشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن