ترجمه "deliverance" به فارسی

رهایی, رستگاری, نجات بهترین ترجمه های "deliverance" به فارسی هستند.

deliverance noun دستور زبان

the act of delivering, the state of being delivered, or something delivered [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهایی

    noun

    Jehovah’s deliverance of his nation will be a testimony to his saving power.

    یَهُوَه با رهایی بخشیدن ملتش بر توانایی نجاتبخشی خود شهادت میدهد.

  • رستگاری

    noun

    We must instruct the priest to pray for our deliverance!

    باید به روحانیون دستور بدیم تا برای رستگاری ما دعا کنند.

  • نجات

    noun

    With the voice of humanity, calling for deliverance!

    با صدای بشریت که برای نجات خود دست یاری دراز کرده است!

  • ترجمه های کمتر

    • خلاصی
    • آزادی
    • رها
    • رهانیدن
    • بیان
    • وارستگی
    • رهایش
    • اظهار عقیده (رسمی یا علنی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deliverance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deliverance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deliverance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه