ترجمه "demand" به فارسی
تقاضا, نیاز, درخواست بهترین ترجمه های "demand" به فارسی هستند.
The desire to purchase goods and services. [..]
-
تقاضا
nouneconomic principle
So one of the most cognitively demanding things we do is buy furniture.
برای همین یکی قوی ترین تقاضا های ادراکی ما این است که وسایل خونه می خریم.
-
نیاز
nounI was in another world, one that demanded I keep my distance.
من در دنیایی دیگر بودم، در دنیایی که نیاز داشت فاصلهام را حفظ کنم.
-
درخواست
nounBut there were plenty of contradictions in his imaginative demands.
اما این درخواست خیالی او خالی از تضاد نبود.
-
ترجمه های کمتر
- مطالبه
- تحکم
- خواستن
- فشار
- ضرورت
- نیازمندی
- طلبیدن
- واخواستن
- الزام
- (اقتصاد) تقاضا
- (به عنوان حق خود) ادعا کردن
- (حقوق) حق مسلم
- (در دادگاه) درخواست احقاق حق کردن
- احضار کردن
- ادعای به حق
- ایجاب کردن
- تحکم کردن
- تقاضا کردن
- خواستار شدن
- خواسته
- دادخواهی کردن
- مستلزم بودن
- مطالبه کردن
- نیازمند بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تقاضا
So one of the most cognitively demanding things we do is buy furniture.
برای همین یکی قوی ترین تقاضا های ادراکی ما این است که وسایل خونه می خریم.
عباراتی شبیه به "demand" با ترجمه به فارسی
-
بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
-
منحنی تقاضا · منحنی یادگیری
-
تقاضای عوامل
-
تابع تقاضای کل
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
-
تقاضاهای مستقل