ترجمه "demented" به فارسی

مجنون, دیوانه, دیوانه وار بهترین ترجمه های "demented" به فارسی هستند.

demented adjective verb دستور زبان

Insane or mentally ill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجنون

    adjective

    because they saw a demented looking, scrawny looking yogi man,

    چون مردم دیدند که یک مردِ جوکي مجنون، لاغر واستخواني

  • دیوانه

    adjective

    Eve stared at Mrs. Collins as though the lady were demented.

    ای و به خانک کالینز خیره شد ، گویی آن زن دیوانه است:

  • دیوانه وار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " demented " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "demented" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) دیوانه کردن (dementate هم می گفتند)
اضافه کردن

ترجمه های "demented" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه