ترجمه "demise" به فارسی
فوت, وفات, مرگ بهترین ترجمه های "demise" به فارسی هستند.
demise
verb
noun
دستور زبان
(law) The conveyance or transfer of an estate, either in fee for life or for years, most commonly the latter. [..]
-
فوت
nounAfter dad's demise, I've changed a lot.
بعد از فوت پدر ، من خيلي عوض شدم.
-
وفات
noun -
مرگ
nounYou see, what's hastening your demise is your regret.
اين پشيماني شماست که به مرگ شما سرعت مي بخشه.
-
ترجمه های کمتر
- مردن
- انتقال دادن
- نابودی
- فنا
- نیستی
- (حقوق) اجاره ی ملک (به مدت معین)
- اجاره دادن ملک (به مدت معین)
- انتقال سلطنت (به خاطر فوت یا استعفا)
- سلطنت را انتقال دادن
- وفات يافتن
- وفات یافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن