ترجمه "demobilization" به فارسی
بهم زدن بسیج, ترک بسیج بهترین ترجمه های "demobilization" به فارسی هستند.
demobilization
noun
دستور زبان
The disorganization or disarming of troops which have previously been mobilized or called into active service; the change from a war footing to a peace footing; the act of demobilizing. [..]
-
بهم زدن بسیج
-
ترک بسیج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demobilization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demobilization" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) از خدمت مرخص کردن · غیر فعال کردن · قشون را منحل کردن · نابسیج کردن · پایان خدمت دادن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن