ترجمه "den" به فارسی
لانه, کنام, غار بهترین ترجمه های "den" به فارسی هستند.
The home of certain animals. [..]
-
لانه
nounYou brought the Queen's men into our den.
تو سربازان ملکه رو به لانه ي ما کشوندي.
-
کنام
home of certain animals
This throng of men, sparely lighted by the single candle, filled the den with shadows.
این جمعیت مردان که یک شمع به زحمت روشنشان میکرد این کنام جانور را مملو از ظلمت میکردند.
-
غار
nounBouddha went into its den and succeeded in converting the dragon.
بودا به غار رفت و توانست اژدها را به صورت دیگر درآورد.
-
ترجمه های کمتر
- خانه خرس یا گرگ
- مرکز
- دیدارگاه
- مغاره
- نهانگاه
- پاتوغ
- کومه
- گندانه
- (اتاق کوچک و راحت برای مطالعه یا تفکر و استراحت) خلوتگاه
- (حیوان وحشی) کنام
- (دزدان و غیره) پنهان گاه
- (پیشاهنگی) جوخه ی شیربچگان
- اتاق کوچک و نامرتب و کثیف
- جای دنج
- در کنام یا پنهانگاه زیستن یا پنهان شدن
- مخفف : دانمارک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " den " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A diminutive of the male given name Dennis. [..]
"Den" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Den در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "den" با ترجمه به فارسی
-
(پیشاهنگی) سرپرست گروه شیربچگان (زنی که جلسات سیربچگان را سرپرستی می کند)
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
-
شیرهکشخانه