ترجمه "denticulated" به فارسی

مضرس, دندانه دار, گنکره دار بهترین ترجمه های "denticulated" به فارسی هستند.

denticulated adjective دستور زبان

denticulate

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مضرس

  • دندانه دار

  • گنکره دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " denticulated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "denticulated" با ترجمه به فارسی

  • تضریص · دندانه داری · دندانه دندانه بودن · دندانچه · دندانچه داری · دندانک · دندانکداری · دندانگی · ریزداندانه داری · کنگره داری · کنگرگی
  • (معماری) دندانه دار · (گیاه شناسی) دارای دندانه های ریز · دندانچه دار · دندانکدار · ریز دندانه دار (denticulated هم می گویند) · کنگره دار
  • (معماری) دندانه دار · (گیاه شناسی) دارای دندانه های ریز · دندانچه دار · دندانکدار · ریز دندانه دار (denticulated هم می گویند) · کنگره دار
اضافه کردن

ترجمه های "denticulated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه