ترجمه "denture" به فارسی
(جمع) یک دست دندان (بالا و پایین), دندان مصنوعی بهترین ترجمه های "denture" به فارسی هستند.
denture
noun
دستور زبان
a set of teeth, the teeth viewed as a unit [..]
-
(جمع) یک دست دندان (بالا و پایین)
-
دندان مصنوعی
On the second shelf above it was a plastic jar, and in it two denture plates floated in cloudy liquid like a medical exhibit.
روی قفسه دوم بالای کشوها یک دست دندان مصنوعی دریک قوطی پلاستیکی در مایع کدری مثل نمونههای حیوانات در آزمایشگاه، غوطه وربود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " denture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "denture"
عباراتی شبیه به "denture" با ترجمه به فارسی
-
دندان برساخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن