ترجمه "deodorant" به فارسی

دئودورانت, بوزدا, ضدبو بهترین ترجمه های "deodorant" به فارسی هستند.

deodorant adjective noun دستور زبان

Any agent acting to eliminate, reduce, mask, or control odor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دئودورانت

    odor-controlling cosmetic for the underarm

    You should use a deodorant.

    تو باید دئودورانت استفاده کنی.

  • بوزدا

  • ضدبو

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه برای مالیدن زیر بغل و غیره)
    • بو زدا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deodorant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "deodorant"

عباراتی شبیه به "deodorant" با ترجمه به فارسی

  • اسپرای · بوزدا (به ویژه برای خوشبو کردن اتاق و غیره) · خوشبوساز · ضدبو
  • بوزدا زدن (به بدن) · بوزدایی کردن · دئودورانت زدن
  • بوزداييكردن · بوزدایی
  • بوزداييكردن · بوزدایی · دفع بو · رفع بو · رفع عفونت
اضافه کردن

ترجمه های "deodorant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه