ترجمه "departed" به فارسی

مرحوم, رفته, مرده بهترین ترجمه های "departed" به فارسی هستند.

departed adjective noun verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of depart. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرحوم

    adjective noun

    In memory of the not-so-dearly departed herr Spielmann...

    به یاد دوست مرحوم و نه چندان عزیزمون " هر اسپیلمن "...

  • رفته

    adjective

    Insensibly, and without her suspecting the fact, the blackness departed from her spirit.

    به طور نامحسوس و بی آنکه خود ملتفت شود، سیاهی از جانش بیرون رفت.

  • مرده

    adjective

    Now, in the cologne department, most men overdo it.

    ولي ، در مصرف ادوکلن ، اکثر مردها زياده روي ميکنن.

  • ترجمه های کمتر

    • منقرض شده
    • رهسپار (شده)
    • شخص متوفی
    • طی شده
    • عزیمت کرده
    • قدیمی
    • متوفی
    • گذشته
    • گذشته ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " departed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "departed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "departed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه