ترجمه "departed" به فارسی
مرحوم, رفته, مرده بهترین ترجمه های "departed" به فارسی هستند.
departed
adjective
noun
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of depart. [..]
-
مرحوم
adjective nounIn memory of the not-so-dearly departed herr Spielmann...
به یاد دوست مرحوم و نه چندان عزیزمون " هر اسپیلمن "...
-
رفته
adjectiveInsensibly, and without her suspecting the fact, the blackness departed from her spirit.
به طور نامحسوس و بی آنکه خود ملتفت شود، سیاهی از جانش بیرون رفت.
-
مرده
adjectiveNow, in the cologne department, most men overdo it.
ولي ، در مصرف ادوکلن ، اکثر مردها زياده روي ميکنن.
-
ترجمه های کمتر
- منقرض شده
- رهسپار (شده)
- شخص متوفی
- طی شده
- عزیمت کرده
- قدیمی
- متوفی
- گذشته
- گذشته ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " departed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "departed" با ترجمه به فارسی
-
یزرواشك هرادا
-
گزارش بخش، گزارش قسمت، گزارش دایره
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی
-
)رفلو( یعامتحا هافر هرادا
-
فروشگاه بزرگ
-
واحد خرید
-
)داه( یرهش کالما و یزاسون هرادا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن