ترجمه "depth" به فارسی
عمق, ژرفا, پستی بهترین ترجمه های "depth" به فارسی هستند.
depth
noun
دستور زبان
The vertical distance below a surface; the amount that something is deep. [..]
-
عمق
nounWhat is the depth of the lake?
عمق دریاچه چقدر است؟
-
ژرفا
nounThere was such a depth of it, and yet it was almost as transparent as air.
ژرفا داشت و در عین حال به شفافیت هوا بود.
-
پستی
Neither “height nor depth” hinders God’s love, as stressed by Paul.
همانطور که پولُس تأکید نمود «نه بلندی و نه پستی،» هیچ کدام نمیتواند مانع محبّت خدا گردد.
-
ترجمه های کمتر
- ژرفی
- شور
- گودی
- ژرفنا
- فلاکت
- تیرگی
- اندرونگاه
- بحبوحه
- فرط
- (تیم های ورزشی و غیره - تعداد افراد ذخیره یا رزرو) ژرفای گروه
- (در) وسط
- (رنگ) سیری
- (سکوت یا احساسات یا اندیشه) شدت
- (صدا) بمی
- (عقل و دانش و غیره) زیادی
- (معمولا جمع) در ته و تو (ی چیزی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " depth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Depth
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Depth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Depth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "depth" با ترجمه به فارسی
-
عمق بذر · عمق بذرافشانی
-
دقیق و عمیق · ژرف پژوه · ژرف پژوهانه · ژرفکاو · ژرفکاوانه
-
الگوریتم جستجوی عمق اول
-
(توانایی دیدن چیزها به طور سه وجهی یعنی دراز و پهنا و ژرفای هر چیز) ژرفا دریابی · ادراک عمق
-
عمق مالی
-
جستجوی عمق محدود
-
عمق رنگ
-
این که موتور جستجو تا چه عمقی در سایت پیش میرود و محتوای آن را میخواند. هر پوشه را یک لایه فرض کنید. بهتر است سایت سه لایه و کمتر داشته باشد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن