ترجمه "deranged" به فارسی

اشفته, درهم برهم, دیوانه بهترین ترجمه های "deranged" به فارسی هستند.

deranged adjective verb دستور زبان

disturbed or upset, especially mentally [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشفته

  • درهم برهم

  • دیوانه

    adjective

    Those who catch it are doomed to live as deranged animals for the rest of their days.

    آنهایی که دچارش میشوند محکوم اند که بقیه عمرشان را مثل حیواناتی دیوانه زندگی کنند.

  • مختل

    adjective

    Her health seemed for the moment completely deranged

    سلامتیاش عجالتاً مختل شده بود...

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deranged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deranged" با ترجمه به فارسی

  • آشفتن · آشفته کردن · برهم زدن · به هم ریختن · درهم و برهم کردن · دیوانه کردن · مغشوش کردن · نابسامان کردن
  • اختلال · اختلال مشاعر · انقراض · دیوانگی · عدم توازن · پریش
اضافه کردن

ترجمه های "deranged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه