ترجمه "dermis" به فارسی
پوست, ميانپوست, پينه بهترین ترجمه های "dermis" به فارسی هستند.
dermis
noun
(anatomy) The tissue of the skin underlying the epidermis. [..]
-
پوست
nounA lack of exposure preserved some of the dermis.
در معرض ديد نبودن باعث شده که يه سري از غشا ميان پوستي حفظ بشه
-
ميانپوست
-
پينه
-
ترجمه های کمتر
- (کالبدشناسی) میانپوست (لایه ای از پوست که زیر روپوست قرارد دارد)
- درم (پوست)
- روپوست جانوري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dermis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dermis"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن