ترجمه "derogatory" به فارسی

تحقیرآمیز, موهن, بی آبروکننده بهترین ترجمه های "derogatory" به فارسی هستند.

derogatory adjective noun دستور زبان

(usually with to ) Tending to derogate, or lessen in value of someone; expressing derogation; detracting; injurious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحقیرآمیز

    tending to lessen in value

    Besides, it seemed to him that the society of women was rather derogatory to his manhood.

    بعلاوه چنین تصور میکرد که معاشرت با زنان برای او تحقیرآمیز است و از مردانگی او میکاهد.

  • موهن

  • بی آبروکننده

  • ترجمه های کمتر

    • تحقیر کننده
    • خفت آمیز
    • خوار کننده
    • کاهنده (ی آبرو و مقام) (derogative هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " derogatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "derogatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه