ترجمه "descent" به فارسی
تبار, شیب, تنزل بهترین ترجمه های "descent" به فارسی هستند.
descent
noun
دستور زبان
An instance of descending [..]
-
تبار
nounlineage or hereditary derivation
Mitochondrial DNA, tracing a purely maternal line of descent.
دیاِناِیِ میتوکوندریایی، خط تبار خالصی از سوی مادر را دنبال میکند.
-
شیب
noun -
تنزل
noun
-
ترجمه های کمتر
- نسب
- نژاد
- سرازیری
- انحطاط
- فرود
- نسل
- نزول
- سقوط
- زیرروی
- زیرسویی
- فروسویی
- فروشد
- پروز
- تخمه
- افول
- زوال
- (با: on یا upon) یورش
- (حقوق) رسیدن (ملک به کسی از راه ارث بردن)
- افتادن (مثلا به روزگار بد)
- به خود هموارسازی
- تن در دادن
- حمله ی ناگهانی
- خراب شدن سر کسی
- راه سرازیر
- راه پرشیب
- سر زده رفتن
- فرو روی
- پایین روی
- پست سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " descent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Descent
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Descent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Descent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "descent" با ترجمه به فارسی
-
تبار · نسب
-
نزول نامتناهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن