ترجمه "desk" به فارسی

میز, میز تحریر, ميز بهترین ترجمه های "desk" به فارسی هستند.

desk verb noun دستور زبان

A table, frame, or case, usually with sloping top, but often with flat top, for the use writers and readers. It often has a drawer or repository underneath. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میز

    noun

    We had to show our papers at the security desk.

    در میز حراست میبایست مدارکمان را نشان دهیم.

  • میز تحریر

    noun

    type of table often used in a school or office setting

    Both dogs ran to the drawer of Kate's desk and continued their barking.

    هر دو سگ به طرف کشوی میز تحریر کیت رفتند و پارس کردن را ادامه دادند.

  • ميز

    You might as well have just come in and peed around my desk!

    . بدت نمياد بيايي و دور ميز کارم بشاشي!

  • ترجمه های کمتر

    • بخش
    • تریبون
    • (روزنامه و غیره) اداره
    • (موسیقی) جایگاه نوازنده (ی ارکستر)
    • (هتل) پیشخوان
    • میز (ثبت نام و اطلاعات و غیره)
    • میز خطابه
    • میز کار
    • وابسته به میز کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "desk"

عباراتی شبیه به "desk" با ترجمه به فارسی

  • تریبون · رجوع شود به lectern
  • تحقیقات کتابخانه ای
  • black_binary
  • بخش پذیرش
  • استقبال
  • ميز کشودار
  • (در ادارات روزنامه یا مجله) میز تنظیم (که روی آن عنوان ها و سرصفحه ها تعیین و خبر ویرایش می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "desk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه